ابو طالب حسينى تربتى
56
تزوكات تيمورى ( فارسى )
نكاه داشتن بار و پرتل خود كردانم و به اين عزيمت روانه قلعه الاجو شدم و شير بهرام با وي از قديم اشناي داشت و التماس كرد كه من رفته منكلي بوغا را ايل كردانم و چون شير بهرام بحولى قلعه رفت مرا پيغام داد كه منكلى بوغا اظهار مىكند چون اين قلعه را الياس خواجه به من سپرده از مردي و مروت دور است كه من بامير تيمور ايل شده قلعه را بسپارم و در دادن قلعه اهمال نمود ليكن اين قدر شد كه از خبر توجه من واهمه در دل وي جاي كرد و قلعه را كذاشته رو بكريز نهاد و سه صد مرد از قوم دولان جاون كه در قلعه با وي بودند و از قديم در سلك ملازمان من انسلاك داشتند آمده به من ملحق كشتند و بموضع دره صوف رسيدم و درين وقت املس پسر تومن بهادر كه بحوالى بلخ بجهته تاخت آمده بود خبر رسيدن مرا شنيد و با دو صد سوار آمده ملازمت نمود و من ويرا تسلي داده مستمال ساختم